تبليغاتX
سر در گم....

پرواز را به خاطر بسپار

دلم گرفته است/ دلم گرفته است/ به ایوان می روم/ وانگشتانم را بر پوست کشیده شب می کشم/ چراغهای رابطه تاریکند /چراغ های رابطه تاریکند/ کسی مرا به افتاب معرفی نخواهد کرد /کسی مرا به میهمانی گنجیشک ها نخواهد برد/ پرواز را به خاطر بسپار پرنده مردنی ایست


 

نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 2:18 موضوع | لینک ثابت


من

این منم زنی تنها در ابتدای فصلی سرد و درک آلودهی هستی زمین وآغاز یاس ساده و غمناک اسمان وناتوانی این دستهای سیمانی زمان گذشت وساعت چهار بار نواخت امروز روز اول دی ماه است من راز فصلهارا می دانم وحرف لحظه ها را می فهمم


 

نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 2:10 موضوع | لینک ثابت


هدیه

من از نهایت شب حرف می زنم / من از تنهایت شب واز نهایت تاریکی حرف می زنم/ اگر به خانه من آ مدی ای مهربان / برایم چراغ بیاور/ویک دریچه که از ژشت ان به از دحام کوچه خوشبخت بنگرم


 

نوشته شده توسط مریم در دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 ساعت 2:4 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting