تبليغاتX
سر در گم....

از طرف س....


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 17:32 موضوع | لینک ثابت


در انتظار ...از طرف س....


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه بیستم مهر 1386 ساعت 17:22 موضوع | لینک ثابت


متن ترانه ای از مهستی روحش شاد......

بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا

بیا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج رو دریا

بیا بنویسیم که خدا ته قلب آینه است

مثل شور فریاد یا نفس تو حصار سینه است

با همیشه موندن وقتی که هیچی موندنی نیست

اوج هر صدای عاشق که شکستنی

با صدام میام همه جا تو رو مینویسم

روی آینه گریه ها گونه های خیسم

ای که معنی اسم تو آسمون پاکه

ریشه صدام نبض عشق زیر پوست خاکه

بیا بنویسیم روی خاک رو درخت رو پر پرنده رو ابرا

بیا بنویسیم روی برگ روی آب توی دفتر موج رو دریا

توی خواب خاک ریشه ها موسم شکفتن

هم صدای من می خونن وقت از تو گفتن

چشم بستم رو تو بیا به سپیده وا کن

با ترانه نفسام باغچه رو صدا کن

 


 

نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه هجدهم مهر 1386 ساعت 19:41 موضوع | لینک ثابت


راز ....از طرف س.......

بر این باور باش که عشق و دستاوردهای عظیم ٬

در بر گیرنده مخاطرات بزرگ است.

در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن

شرط اول قدم آن است که مجنون باشی


 

نوشته شده توسط مریم در سه شنبه هفدهم مهر 1386 ساعت 19:58 موضوع | لینک ثابت


فرشته ای از نوع....

 

 

Brand New The Devil and God Raging Inside of Me Cover Art

 


 

نوشته شده توسط مریم در دوشنبه شانزدهم مهر 1386 ساعت 18:27 موضوع | لینک ثابت


شادی و آزادی ما خیلی نزدیک است.........

147 

 


 

نوشته شده توسط مریم در یکشنبه پانزدهم مهر 1386 ساعت 20:34 موضوع | لینک ثابت


از طرف س...


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 21:56 موضوع | لینک ثابت


این منم شکفته در غم.....


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 21:50 موضوع | لینک ثابت


پشت نقاب.....


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 21:48 موضوع | لینک ثابت


از طرف س...


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 21:38 موضوع | لینک ثابت


انواع روشهای مدرن خودکشی.................(خر نشی یه موقع)

 


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه سیزدهم مهر 1386 ساعت 21:35 موضوع | لینک ثابت


به مناسبت هفته درخت کاری.....


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 17:41 موضوع | لینک ثابت


چگونه خود کشی کنیم.....

 

اصولا واژه خودکشی به معنی خود کشتنه. يعنی در اين عمل فرد اونقدر خودشو می‌کشه که ميميره و اين خود کشتن به علت وارد آمدن مصايب و رنج‌های فراوان يا بالعکس صورت مي‌گيره

به نظر من خودکشی کار چندان جذابی نيست ولی بسيار هيجان انگيزه و به يه بار امتحانش مي‌ارزه. من خودم چند بار امتحانش كردم و با اينکه چند بارش هم مردم ولی همچين بگی نگی بدم نيومد
برخلاف نظر خيليها که می‌گن خودکشی خيلی راحت و سهله بايد بگم نخيييييييير... اونجوريام نيست. هر کاری قواعد و اصول خاص خودشو داره و خودکشي هم جدا از اين مطلب نيست

اول از همه اون کسايي که می خوان خودکشی کنن رو دسته‌بندي مي‌كنيم

کسی که در عشقش شکست خورده
کسی که ور شکست شده
(
کسی که قاط زده ( مثه من
کسی که از زندگی خير نديده
کسی که بدجوری روش فشار اومده
کسی که کنجکاوه زودتر جهنمو ببينه
و خلاصه هر کسی که يه جورايي به آخر خط رسيده
افراد بالا، به هرحال مستقيم به جهنم می‌رن، ولی خدا همشون رو رحمت کنه

شما جزو كداميك از دسته‌هاي بالا هستيد؟
اگه هستيد ادامه مطلب رو بخونيد و گرنه يه دسته جديد برای خودتون ببازيد و بعد بقيه شو بخونيد

حالا فرض می‌کنيم: طرف تنها مياد توی يه اتاق و در رو قفل مي‌كنه و عزمشو برای خودکش جزم مي‌كنه. به دور برش نگاه مي‌كنه و اين وسايل رو مي‌بينه

طناب
سيخ کباب
کبريت آغشته به بنزين
قرض دياز پام
آمپول هوای تهران
دندون مصنوعی حاج خانمشون
لوله گاز
پاکت نايلون
چاقوی ميوه بری
نخ کاموايي
سوزن لحاف دوزی
تيغ ريش تراشی مصرف شده
مرگ موش

خب... براي شروع بد نيست

ولی نظرتون رو به يه موضوع مهم ولي پيش پا افتاده، جلب مي‌كنم: «تصوير و قيافه و ديسيپلين شما بعد از مردن خيلی مهمه

فرض کنيد درب اتاق شما رو می‌شکنن و شما رو در حالتی پيدا می‌کنن که از يه طناب از سقف آويزونيد و داريد مثل پاندول ساعت تاب می‌خوريد و زبونتون مثل زبون بلانسبت سگ آقای پتيول از دهنتون آويزونه و صورتتون سياه و ورم کرده و احتمالا در اثر فعل و انفعالات شيميايی شلوارتون هم خيسه

نه... خودتون جای تماشاگرا باشين، حالتون بهم نمی‌خوره؟ احساس انزجار بهتون دست نمی‌ده؟
قيافه شما بعد از خودکشی بايد از هميشه معصومانه تر... از هميشه زيباتر و از هميشه دوست داشتنی‌تر باشه تا دل همه حسابی بسوزه

با اين حساب، دور حلق آويز کردن... خودسوزی... و خفه‌گی با گاز رو خط بگيريد

يه بنده خدايي از دوستان، خيلی جالب خودکشی کرده که در نوع خودش يه ابتکاره

ايشان، دوتا انگشت شصتش رو فرو کرد توی سوراخای دماغش و با انگشتای ديگرش هم دهنشو محکم گرفت و اونقدر خودشو خفه کرد تا مرد

فقط بدی کارش اين بود که هيچکس بعد از مرگش انگشتای شصتشو از توی دماغش بيرون نکشيد... چون به هر حال کار کثيفيه. حالا خودتون قضاوت کنيد. اين خودکشی ترحم کسی رو بر می انگيزه؟

يا اونايي که روی سرشون نايلون می‌کشن و دور گردنشون روی نايلون رو با طناب می‌بندن و يا اونايي که خودشون رو جلوی ماشين ميندازن و له می‌شن... اينا همشون ديوونه‌ان

خودکشی ايده‌آل خودکشي است که بدون درد، بدون عوارض جانبی، بدون تاثيرات بد و منفی روی صورت و اندام، بدون صدا، بدون کثافتکاری و باشه

ژاپونی‌ها يه جور خودکشی جالب رو ابداع کردن به اين صورت که يه سوزن جوالدوز رو برداشته و از روی سينه فرو می‌کنن توی قلبشون. البته اين کار يه کم درد داره. يه جورايي حس می کنيد که توی سينه تون آب جوش داره قل مي‌زنه. ولی حداقل، عوارض ظاهری نداره. ولی بديش اينه که حتما می‌ميريد


در صورتی که خودکشی وقتی خوبه که شما نميريد

يه جور خودکشی که بيشتر بين شکمو‌ها رواج داره استفاده از خوراکی برای مردنه. اين نوع خودکشی خيلی حال داره
چون حداقل گشنه نميميری! و خوبی مهم ترش اينه که به سر منزل مقصود هم نمی‌رسی و معمولا زنده می‌مونی. نمونه‌اش اينكه: يه بنده خدايي که با سی‌تا قرص ديازپام خودکشی کرد و دور و بری‌ها به هوای اينکه مرده خاکش كردند و يارو بعد از دو سه روز خواب ملس چشاشو باز کرد وديد: ای دل غافل... همه جا سياهه و يه موش هم داره انگشت پاشو می‌جوه. زنده بگوری خداييش وحشتناکه

اول خوب فکراتونو بکنين بعد خودتونو بکشيد

يه موضوع مهم توی خودکشي، پشيمونی ديرهنگامه. هشتاد و نه درصد کسايي که خودشون رو مي‌کشن، وسط يا آخر کار پشيمون می‌شن و اين در حاليه که هيچ راهی برای برگشت نيست. يه يارويي برای خودکشی يه تيکه پارچه رو گلوله می‌کنه و فرو می‌کنه توی حلقش و با ته گوشکوب ميده بره پايين ولی همون لحظه پشيمون مي‌شه و اين درحاليه که داره خفه می‌شه... يارو می‌دوه بيرون و از شدت عجله از روی پله‌های آپارتمان پرت می‌شه پايين و می‌ميره... و جالب اينکه مرگش به علت ضربه مغزی اعلام شد نه خفگي

نکته مهم ديگه اينه که مدت خود کشي نبايد زياد طولانی باشه

مثلا فرض کنيد در نوع رگ زدن خيلی طول می‌کشه تا خون تموم بشه و تازه آلودگی خون روی زمين و لباساتون رو هم در نظر بگيريد

يا استفاده از گاز شهری امکان داره باعث بشه نه تنها خودتون بميريد بلکه خونه و بقيه رو هم بفرستيد روی هوا

پس عاقلانه تر رفتار کنيد

تا حالا به چند نتيجه مهم رسيديم كه سعي كنيد در خودكشي حتما اين نكات را مدنظر قرار دهيد

زمان خودکشی رو درست انتخاب کنيد. (بهترين موقع بعد از ظهر ساعت شش
مبادا بعد از خودکشی از ريخت و قيافه بيفتيد
بهترين لباستونو تنتون کنيد
حتما يه يادداشت بذاريد و علت خودکشی رو شرح بديد و انگشت هم بزنيد
خواهشا زياد کثيف کاری نکنيد
موقع خودکشی لبخند بزنيد تا لبخند روی لبتون باقی بمونه
لطفا چشاتونو باز نذاريد چون خيلی وحشتناکه
يه بسته دستمال کاغذی حتما روی ميزتون باشه
اتاقتونو قبل از خودکشی مرتب کنيد. (پليسا ببينن خوب نيست
رد انگشتتونو همه جا بماليد تا بفهمن خودتون، خودتونو کشتيد
يه جوری خودکشی کنيد که دوباره بشه زنده تون کرد
دليلتون برای خودکشی قانع کننده باشه
برای مسايل عشقی خودکشی کردن کار الاغاست... بلانسبت شما
قبل از خودکشی حتما يه فال حافظ بگيريد
قبل از خودکشی استفاده از ادکلن و دئودرانت و زدن مسواک يادتون نره
بهتره بعد از مرگ... مثلا مرگ... در حالت دراز کش باشي
اگه توی دستتون يه گل سرخ باشه صحنه خيلی رمانتيکتر و رويايي‌تر به نظر مياد و اشک آور تره
در اتاق رو حتما قفل کنيد که جريان هيجان انگيزتر باشه
قبل از خودکشی حتما گريه کنيد . صورتتون اشک آلود باشه
خودتونو براي رفتن به جهنم رفتن آماده کنيد

حالا جديد ترين و راحت ترين روشهای خودکشی

برای جنس نرينه

«استفاده از جوراب»
تخت خواب رو آماده کنيد
تمام تن و سرتونو ببريد زير پتو
خيلي آروم نوک انگشتاتونو از زير پتو بيرون بياريد و جوراباتونو ببريد زير پتو
هيچ راه نفوذی برای هوا نذاريد
يک ساعت بعد... شما مرديد
خدا رحمتتون کنه


برای جنس مادينه

« سوء استفاده از موش»
تخت خواب رو مرتب کنيد
بريد زير پتو
اتاق حتما کاملا تاريک و ساکت باشه
حالا چشماتونو ببنديد و فرض کنيد يه موش خوشگل داره روی تنتون راه ميره
خواهش می‌کنم جيغ نزنيد و بدون سر و صدا از وحشت زياد بميريد
مرسی

توی جهنم می‌بينمتون


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 17:38 موضوع | لینک ثابت


روش زیبای تقلب....


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 17:29 موضوع | لینک ثابت


در انسو رهائی موج میزند....


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 17:25 موضوع | لینک ثابت


دماغ قناس و عينك دودي!

 

                                                            دماغ قناس!

                                            

خبر: متقاضیان زیبایی مشکل روانی  دارند.

مطب دکتر؛ خانم یقه ام رو ول کن چیکارم داری. چرا اینقدر قاطی ای.

-          یالا دماغمو خوشگل کن. زود باش.

باشه. فردا بیا وقت بگیر.

-          نه همین الان باید دماغمو عمل کنی. تا پنج دقیقه دیگه دماغم باید بشه عینهو این شمسی خواهر شوهرم! بیا عکس دماغ قناسش رو هم آوردم!

                                                          ***

                                               عينك دودي ارزون!

همیشه دوست داشتم بدونم اونایی که عینک دودی می زنن از اون پشت چی می بینن؟! به همین خاطر یک روز تصمیم گرفتم که برم توی بازار و یک عینک دودی بخرم.

-          آقا سلام. این عینک دودی هاتون چندن؟

-          بستگی داره. از دو تومن داریم تا صد و بیست تومن.

-          اِ... چه جالب چقدر شما ارزون میدین!

-          چاکرتیم آقا. چه طور مگه؟

-          آخه همین الآن مغازه بغلیتون می گفت که عینک هاش از دو هزارتومن شروع میشه تا صد و بیست هزار تومن!

-          ما رو گرفتی ها... گفتم فقط بستگی داره وگرنه عینک دودی پونصد هزار تومنی هم هست.

-          بستگی به چی داره؟

-          بستگی به این داره که چشمات چقدر بی ارزن؟!

-          البته فکر می کنم که چشمهای من همون دو تومن بیشتر نیرزن! آقا لطفاً یک دوتومنی اش رو بده.....

از این پشت چرا دنیا این جوره. چرا اینقدر تاریک و زشته. نگو این قدر میگن دنیا پر از تاریکی و ظلمت شده به خاطر همین عینک دودیه!

 تازه این که این قدر می گفتند با زدنش دیگه آفتاب اذیت نمی کنه، از گوشه هاي چشمم یه ذره آفتاب دیده میشه! غلط نکنم عینک دودیش از این اصل هاش نیست!


 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه دوازدهم مهر 1386 ساعت 17:4 موضوع | لینک ثابت


یادش بخیر جوونییییییییییی


 

نوشته شده توسط مریم در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت 19:50 موضوع | لینک ثابت


لولوها......

امشب تمام لولو ها

از تمام قصه ها

از سایه در اومدن...

 

همشون دارن منو تعقیب می کنن

انگار یه چیزایی هم زمزمه میکنن...

همش در حال سقوطم

ولی...

لولو ها همه جا هستند

کی گفته بود که لولو های بچگی


                                     بر نمی گردن؟

من می ترسم

مثه یه گنجیشک می لرزم

ولی...

آدم بزرگ ها از ترس گریه نمی کنند!!!

این یک قانون غیر قابل شکستنه...

باید فکر کنم

راستی لولو ها از چی می ترسیدن؟؟

آها

از نور...

ولی اینجا که روشنه پس چرا اونا هم هستند...؟؟؟

شاید چون چشمای من بستست....

شاید هم لولو های آدم بزگ ها قوی ترن..!!!

نزدیک

        نزدیک

                و نزدیک تر میشن...

همه با یک چهره!!!

زمزمه ها بالا میگیره:

عاشقتم

دوست دارم

زندگی منی

دنیای منی

سارای منی...

لولو ها محاصرم می کنن

عرق سرد...

نفس تنگی...

چند لحظه درد...

و بعد بی حسی...

صدای هلهله لولو ها...

و من

       مُردم...

چه لولو های با معرفتی!!!

برام تشییع جنازه هم گرفتن...

چند خاطره

چند شاخه گل

چند قطره اشک...

                     بازی تموم شد

                                       من باختم...!!!

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت 19:46 موضوع | لینک ثابت


این پدر سگ سیامکه!!!!


 

نوشته شده توسط مریم در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت 19:42 موضوع | لینک ثابت


ما اینیم دیگه......


 

نوشته شده توسط مریم در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت 19:35 موضوع | لینک ثابت


خدا هم دست داره...

 


 

نوشته شده توسط مریم در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت 19:33 موضوع | لینک ثابت


نمیدونم ولی........

 

 

 


 

نوشته شده توسط مریم در یکشنبه هشتم مهر 1386 ساعت 19:28 موضوع | لینک ثابت


شاید ظاهرش زیبا نباشه ولی اصل نیت عمله از طرف س...


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 22:0 موضوع | لینک ثابت


بدون شرح از طرف س...


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 21:49 موضوع | لینک ثابت


بپا فاسد نشی

 

                می خوام همه رو فاسد کنم !

 

چند سال پیش، در یک مجلس مذهبی خصوصی، سخنران، در صحبت هایی کاملا" بی ارتباط با

 

ماهیّت مجلس، چنین فرمودند :

 

 

- ای برادران مسلمان ! بپرهیزید از نگاه پلید به زنان نامحرم، نوامیس مردم و زنان زیبا روی

 

  شیک پوش شیطان صفت  ..........

 

 

 

سخنرانی که تموم شد، ازشون پرسیدم:

 

 

- از کجا می دونین که ما به زنان نامحرم و نوامیس مردم نگاه می کنیم ؟

 

- از اونجایی که خود ما هم نگاه می کنیم !

 

- .... ؟! .... ؟! .... جدّی می گین ؟!

 

- پس چی؟ فکر کردی ما کوریم ؟

 

- خب، اون وقت، فرق ما و شما چیه ؟

 

- فرق مون اینه که ما قدرت تسلّط بر نفس پلیدمون رو داریم و شما و مثل شما، این قدرت رو ندارین.

 

- می بخشین. می شه بپرسم شما چند همسر دارین ؟

 

- بنده سه تا دارم پسرم. شما چند تا دارین ؟

 

- بنده همسر ندارم.

 

- استغفر... بهتره هر چه زودتر همسری اختیار کنین تا به مفسده دچار نشین پسرم. لا اله ... عجب

 

  زمونه ی بدی شده!

 

 

 

نتیجه ی غیر اخلاقی :

 

                           هر وقت دیدی داری به مفسده می افتی، زن بگیر.

 

                           اگه بازم دیدی داری به مفسده می افتی، یه زن دیگه بگیر.

 

                           و این کارو این قدر ادامه بده که دیگه به مفسده نیافتی.


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 21:29 موضوع | لینک ثابت


معنی شیطان پرستی

معنی شیطان پرستی

 

معنی شیطان پرستی :
شیطان پرستی به معنی پرستش شیطان به عنوان قدرتی فوق العاده قوی و بسیار قویتر و موثر از یسرویهای خوب همچون خداست. در شیطان پرستی شیطان به عنوان نماد قدرت و حاکمیت بر روی زمین. قدرتی به عنوان برترین قدرت دو جهان مورد توجه و پرستش قرار دارد و این دنیایی را که به عنوان برترین دوزخ بر شمرده میشود را قانونمند کن. در شیطان پرستی معنی شیطان پرستی غیر از استفاده از شیطان به عنوان قدرت تاریک و مطلق از نیروها و اجنه و روح های پلید و شیطانی نیز برای رسیدن به اهداف خود استفاده شود. ودر نهایت معنای شیطان پرستی پرستش قدرتمند است.
اعمال و زمانشیطان پرستی :
زمان شیطان پرستی در زمانهای بسیار قدیم و قرون اولیه آدمی در چندین زمان انجام میگرفت : اولین زمان کسوف و خسوف بود بر این تصور که شیطان و خدای تاریکی از انسانها عصبانی هستند و منتظر هدیه خود و اگر برای آنها قربانی انجام نمیگرفت خدای تاریکی و شیطان تمام انسانها را قتل عام میکردند لذا برای آرامش شیطان قربانی کردن انسان انجام میشد.این مراسم به خصوص در قبایل امریکای جنوبی بسیار فراوان دیده شده است به گونه ایکه اکتشافات به دست آمده وجود این قربانی کردن ها را تصدیق میکند و اتاقهای مخصوص قربانی کردن نیز شیوه ای خاص بنا شده بود و تزیینات خاص کردن انسان در دوره کنونی در یک شب کاملا تاریک انجام می شود.
اعمال مراسم نیز بسیار زیاد است و به ذکر چند مورد بسنده میکنم.
مهمترین اعمال آنها اعمالی است که همیشه انجام میدهد و در آن به انجام امور جنسی میپردازند و همپنین از شیطان برای پیشبرد اهداف حاضرین کمک  میخاهد و اکر کسی مشکلی داشته باشد برای حل مشکل وی دعا میشود. مراسم بعدی مراسم عضویت یک عضو جدید به این هییت و مجموعه است مه این کار توسط کشیش کلیسای شیطان و یا همسر وی ( بستگی به مذکر یا مونث بودن عضو جدید دارد ) انجام میشود.

مراسم معروف نماز سیاه یا نماز جماعت سیاه :
شاید معروفترین مراسم آنان باشد. این مراسم در کلیسای شیطان پرستی انجام میشود
و دقیقا همان مراسم عشای زبانی مسیحیت است با این تفاوت که تفاوت که تمام کارها
برعکس انجام میشود و البته کارهایی نیز در آن مراسم انجام میگیرد که از ذکر آنها
خودداری میکنم


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 21:16 موضوع | لینک ثابت


از طرف س...


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 10:28 موضوع | لینک ثابت


شیطان درون س.....


 

نوشته شده توسط مریم در جمعه ششم مهر 1386 ساعت 10:7 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه پنجم مهر 1386 ساعت 7:40 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه پنجم مهر 1386 ساعت 7:39 موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط مریم در پنجشنبه پنجم مهر 1386 ساعت 7:33 موضوع | لینک ثابت


This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting