وبی است برای هر چه در دل داری می توانی هر چه را دوست داشته باشی بنویسی یاس وجودت را پاس بدار و مهربانی را بیاموز و بیاموزیم از خوبی چه بدی دیده ایم که بدی می کنیم دوستی که بهتر از دشمنی است دوستی اب است و دشمنی اتش دوستی روشنایی است و دشمنی شب تاریکی . افتاب باش دوستم افتاب باشیم همه و زفاف شب روشنایی است شب اغاز یک زندگی دیگر شبی که زیبا ترین گل واژه هستی را می کاوی و می یابی شب دلنشینترین غزل شاعرانه است
نوشته شده توسط مریم در شنبه نوزدهم آبان 1386 ساعت 18:9 موضوع | لینک ثابت
بازم از نو می خوام نوشتن و شروع کنم .... تازگی ها بد بختیهام رنگ تازه گرفته نمی دونم که اوردنش اینجا درسته یا نه ولی حسابی قاط زدم با بابام کلی ....بی خی ولی دیگه رسمآ خودمو بچه اون خونه نمی دونم راستی حالماصلآ خوب نی از یه طرف میگرنم گرفته از اون ور هم معده درد عذابم می ده وکلی مسائله اشغاله دیگه که نه حوصله گفتنشو دارم نه وقتشو بی خی باشه واسه بعد ....راستش تصمیم گرفتم بی خی همه چی شم می خوامک بیفتم تو خط درس و حرجور شده خودمو از این اشغال دونی که بابام واسم ساخته خلاص کنم بی خی سرتو درد نمی یارم بی خی.....قوربونت بابای...
نوشته شده توسط مریم در شنبه دوازدهم آبان 1386 ساعت 17:2 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY